مهرومیزان

ترازو   نماد تولد من

ومهر  نماد تعادل من

وقتی چشم گشودم

دقیقا نیم روز از نیمه ی مهر بود

...آه نیمه ی گمشده ی من کجاست؟

................

تنهایی سنگین است

تنهایی عادلانه نیست

عشق یعنی بی وزنی

ورسیدن به آن سوی تعادل

...............

من بندبازم

نیمه ی گمشده ی من کجاست؟

تا بربندمهرش

از این سوی تنهایی به آن سوی خوشبختی برسم

...........

می خواهم بی میزان

بی سنجه

وبی نهایت دل ببازم!

تنها اینگونه به آن سوی تعادل وآن سوی خوشبختی می رسم.

زن بودن

 

از عادت

ازخوکردن به وظیفه ی کهن

واززندگی پیچکی بیزارم!

زنده بودن وبی تو بودن را

به باورِ زن بودنم پیوند میزنم و

بارورمی شوم از میوه ی هستی

..........

بی آنکه تصویر تورا

به آرزوها و لحظه هایم

سنجاق کنم مثل یک تعویذ!

...،تن به نسيم صبح مي سپارم

ودل به نگاه سبز ودرخشان دشت

..........

برای رفتن

دامنم رااز

خاربوته ی خاطرات گذشته

می رهانم

..........

آه اینکه بوی وحشی عشق می آید

یعنی هنوز دنیا به آخر نرسیده !