به زباني ديگر

" به زباني ديگر"

اگر مي خواهي
در من بماني
حتي از پس هزاره اي،
بامن
با زبان عطرها سخن بگو
به سان گفتگوي باران
با خاك
شكوفه هاي نارنج
با باد
و خواهش هاي رقص انگيز پنجره
با عود
....
جدايي را اما
بگذار بوي ناي ناشناخته اي باشد
در صندوقچه اي مفقود
بي ترجمان و سحراندود!

٩٦/٤/٢٢

"دوباره بهشت"

" دوباره بهشت"

"سيب" همان " سبب" بود
براي ماندن در بهشت
اما فقط
يك نقطه اضافه داشت
و همين يك نقطه
شد تمركز حوا
...
گاهي يك نقطه
دنيا را جابجا مي كند؛
مثل سيب لبخند من
كه نقطه ي توجه توست
اين بار اما
خواهد برد تو را
به آنجا كه ديروز "آدم"بود!