وقتي حقه ي وهم

چون تردستي ماهر

بوي سوختنِ زندگي را

درمشام رخوت زده ي او

به رايحه ي خوش حيات بدل مي كند،

سخن گفتن از زلال عشق

براي رهايي از وحشت مرداب

آبي است كه در هاون بيهودگي كوفته مي شود!